آلبوم خاطرات من

آدمی با خاطراتش زنده است...

آلبوم خاطرات من

آدمی با خاطراتش زنده است...

  • ۰
  • ۰

خونه تکونی

این عکسا که اینجاس اوضاع یه هفته پیش خونه ی من بودش.که طلسم شده بود بعد دوسه هفته بالاخره همه چی مرتب شد و تونستم جمع و جور کنم.که البته بعدش باز مادرشوهر جان خونه ش رو مرتب کرد و کابینتای جدید نصب کرد و اپن خراب کرد که بعدش باز خونه اونا رو تمیز کردم.

برای قبل کربلا رفتن خواستم خونه هام مرتب باشن...

دریافتدریافتدریافت

  • ماه بانو
  • ۰
  • ۰

لبخند قشنگ

شنبه ای که گذشت(13 شهریور)از فرشته های مهربونم عکس گرفتم بفرستم واسه خاله هاش و داییش.بعد یسنا خانم عکسا رو دیده و میگه مامان اینجوری بخندم قشنگ تره یا اونجوری که دندونام دیده میشه؟

و من بسیار تعجب میکنم که بچه کوچول هم ژست عکس گرفتن و مدل خنده توی عکس رو میفهمه.از دست این بچهای امروزی!!!!!!

اون روزی هم میگه مامان من به داداشی لبخند قشنگ زدم:)

  • ماه بانو
  • ۰
  • ۰

شب های قدر

دختر گلم تو شب قدر امسال.تیر ماه.

یادش بخیر خاله ملیحه ش پارسال ماه رمضونی خونه مون بود...

  • ماه بانو
  • ۰
  • ۰

پسر هنرمندم

پسرم خودش بدون سشوار و ژل و تافت موهاشو به چه نایسی شونه زده.کاری که هیچ آرایشگری نمی تونه انجام بده.خخخخخ:)عکس رو خاله مطهره ش مرداد ماه گرفته بود ازش.

  • ماه بانو
  • ۰
  • ۰

تولد 5 سالگی پسرم

خاله نوشت:چون عکسای قدیمی خواهرزاده هام توی هارد قدیمیه کامپیوترمونه و فعلن دردسترسم نیست از جدید میرم به قدیم...

مادر:به مناسبت 5 سالگی پسر گلم علیرضا جون رفتیم با دایی محسنش شام دریاچه چیتگر و کیک تولد هم خریدیم.

  • ماه بانو
  • ۰
  • ۰

مقدمه

سلام.خوش اومدین

اینجا یه وبلاگه برای آبجی جونم که می خوام تا چند روز دیگه که میره کربلا و برمی گرده اینجا رو ساماندهی کنم و بهش هدیه بدم.چون خیلی وقته می خواد یه وبلاگ بسازه ولی نتونست بسازه.فکر کنم خوشحالش کنه.امیدوارم خوشش بیاد و بعد نزندم که اینا چیه گذاشتس تو سایت.خخخخخخ

  • ماه بانو